الشيخ فاضل اللنكراني
16
اصول فقه شيعه (فارسى)
آينده روشن خواهد شد . يك نكته در اينجا جاى ترديد نيست و آن اين كه « امر » فىالجمله بهمعناى طلب ، استعمال مىشود . همانطور كه ترديدى نداريم كه امر به معناى طلب - مثل خود طلب - داراى معناى حدثى و جنبهء اشتقاقى است ، لذا داراى فعل ماضى و مضارع و اسم فاعل و اسم مفعول و ساير صيغههاى اشتقاقى است ، گفته مىشود : أمَرَ ، يأمُرُ ، آمِر ، مأمور و . . . . همانطور كه اين اشتقاقات در ارتباط با مادهء طلب نيز مطرح است ، مثلًا مىگوييم : طَلَبَ ، يَطْلُبُ ، طالب ، مطلوب و . . . . نكتهء ديگرى كه در اين مورد ، مسلّم است اين است كه امر به معناى طلب ، بر « أوامر » جمع بسته مىشود نه بر « امور » . حال آيا « أوامر » موافق با قاعدهء جمع است يا نه ؟ اثرى برآن مترتب نيست . ولى معانى ديگرى كه براى امر ذكر شده است ، داراى معناى حدثى و اشتقاقى نيستند . 2 - شىء : كلمهء « شىء » داراى مفهوم عامى است و همانطورى كه در بحث بساطت مشتق ملاحظه شد ، كلمهء « شىء » بهصورت يك عرض عام براى همهء اشياء مطرح است . گاهى « امر » بهمعناى « شىء » استعمال مىشود ، مثل اينكه شما شىء عجيبى را ديده باشيد ، براى تعبير از آن گاهى مىگوييد : « رأيت شيئاً عجيباً » و گاهى مىگوييد : « رأيت أمراً عجيباً » . 3 - شأن : كلمهء « شأن » عبارت از يك حالت و كيفيت است و كلمهء « أمر » گاهى به معناى شأن است ، مثل اينكه از شما سؤال شود : چرا ديروز در درس شركت نكردى ؟ و شما جواب دهيد : « شغلنى أمر كذا » يعنى فلان حالت يا كيفيت - مثل ميهمانى ، كسالت ، تنبلى ، گرفتارى و . . . - مرا به خود مشغول كرد . 4 - فعل : يكى از معانى كلمهء « أمر » عبارت از « فعل » است . البته مراد از « فعل » در اينجا معناى مصدرى آن - كه جنبهء اشتقاقى دارد - نيست ، بلكه مراد از فعل ، عمل خارجى با قطعنظر از انتساب آن به فاعل مىباشد . مثلًا در آيهء شريفهء ( و ما أمرُ